تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

الان داشتم پست های قدیمی اینستامو میدیدم. اونایی که بعد فوت بابا گذاشته بودم.....
چقد امید داشتم به پاک مردن. چقد مید داشتم به اینکه بالاخره یه روزی مثل بابا میمیرم.... کاش....کاش الانم بتونم خودمو مثل بابا بکنم.....
بابایی که هیچ وقت گناهایی که من میکنم و کردم رو نکرد... همون بابا...

ادامه مطلب  

من ودلتنگی هام  

امروز ۱۹بهمن ماه هست.حالتان خوب هست؟من اصلا حال متعادلی ندارم اشفته هستم. دیشب خودمو با خندوانه سرگرم کردم تا یکم بخندم بعدکه تموم شد خواهرم کانالو زد ای فیلم سریال خانه سبز پخش میشد رامبود جوان اون موقع ها جوان تر بود یه لحظه به دوران کودکیم رفتم اول خوشحال وبعد با یک خاطره اشک چشمم سرازیر شد ودیگه نتونستم بخوابم اهنگ گوشیمو گذاشتم باصدای کم که گوش بدم دیدم کارساز نیست هندزفری رو برداشتم بااون گوش بدم اونقدر گوش دادم تمام اهنگ های سیاو

ادامه مطلب  

ارث و میراث  

بله بعد از مدت های خیلی خیلی طولانی یه عنوان برای پستم گذاشتم.بله!ارث و میراث. بابا جان عزیز دل من! یادته میگفتی به هیچ وجه از بچه ها جدا نشو؟! بابا میبینی که من چسبیدم در باسنشون و تنهاشونم نمیذارم اما این بچه ها قشنگگگگگگگ دارن از هم فاصله میگیرن. بابا میبینی من دارم دیوونه میشم.بابا میبینی چجوری اعصابم با این قضایا بهم میریزه؟! بابا من راست راست میرم دانشگاه میام خونه تفریحمو میکنم. هیچ فرقیم برام نمیکنه که خونهبه نامم بشه یا نه. دارم زندگی

ادامه مطلب  

اهنگ بطلان زیبایی از علی نبوی  

https://telegram.me/AliNBVMusic(البوم ورود به خروج از عصر تاریک)
اهنگ شماره یک: [بطلان زیبایی]کلام :علي نبویشعر : علي نبویسبک : Dark_HipHopتنظیم: رضا جعفریکاور : علي نبویAlbom: Enter The Exit Of The Dark AgesNumber One Track : Botlane ZibaeiSinger :Ali NBVLyrice : Ali NBVGenre: Dark_Hip HopMix/Master : Reza JafariCover Art: Ali NBV
لینک مستقیم/Link:http://download1467.mediafire.com/rucq98gwivjg/947uvcj44255ccr/Ali+NBV_Botlane+Zibaei.mp3

ادامه مطلب  

اهنگ بطلان زیبایی از علی نبوی  

https://telegram.me/AliNBVMusic(البوم ورود به خروج از عصر تاریک)
اهنگ شماره یک: [بطلان زیبایی]کلام :علي نبویشعر : علي نبویسبک : Dark_HipHopتنظیم: رضا جعفریکاور : علي نبویAlbom: Enter The Exit Of The Dark AgesNumber One Track : Botlane ZibaeiSinger :Ali NBVLyrice : Ali NBVGenre: Dark_Hip HopMix/Master : Reza JafariCover Art: Ali NBV
لینک مستقیم/Link:http://download1467.mediafire.com/rucq98gwivjg/947uvcj44255ccr/Ali+NBV_Botlane+Zibaei.mp3

ادامه مطلب  

 

الان که دارم  مینویسم خسته  و کوفته دراز کشیدم رو تخت. بعد زبان با ح و مامی رفتیم اسنیکرز خریدیم. برای هردومون. فردا شب تولد میم ب. حالم خوش نیست. دوباره ریختم بهم. شاید بهش تو وبلاگم تبریک بگم. نمیدونم اصلا کار درستیه یا نه. این امارگیرم که معلوم نیست چش شد کلا سایتش پکید نمیدونم اصلا بیاد ببینه با نه. به هر حال...
حوصله نوشتن ندارم. فردا اهنگ برگرد سیروان منتشر میشه. این اهنگ دوست دارم چون من‌یاد خیابون گردی های شبانه خودم تو دوران مذخرف زندگیم

ادامه مطلب  

کاش بودی  

کلی عکس و فیلم هستش از بابا تو گوشی و لپتاپ می ترسم بازشون کنم و نگاه کنم چرا می ترسم.یه هویی چقدر دلم تنگت شد بابا کاش خوب میشدی کاش اصلا مریض نمیشدی کاش بودی . الان نگام به مبلی هستش که همیشه روش می نشستی و روبرو تلویزیون بود کنترل بدست . فقط بدون که خیلی زود رفتی خیلی زود 

ادامه مطلب  

یهویی...  

بابا لنگ دراز عزیز...
میشه منم بهتون بعضی وقتا نامه بنویسم؟؟؟
نه به عنوان کس دیگه ای...
مثلن مثل دختر شما و جودی...
خب میدونی؟بعضی وقتا آدم دلش میخواد یکی باشه که
به حرفاش اهمیت بده...با اینکه شاید در مقابل حرفاش قراره سکوت کنه...
بابا لنگ دراز...
میشه دعام کنی؟؟؟
یه لنگ درازی خیلی ناراحتم کرد...

ادامه مطلب  

یهویی...  

بابا لنگ دراز عزیز...
میشه منم بهتون بعضی وقتا نامه بنویسم؟؟؟
نه به عنوان کس دیگه ای...
مثلن مثل دختر شما و جودی...
خب میدونی؟بعضی وقتا آدم دلش میخواد یکی باشه که
به حرفاش اهمیت بده...با اینکه شاید در مقابل حرفاش قراره سکوت کنه...
بابا لنگ دراز...
میشه دعام کنی؟؟؟
یه لنگ درازی خیلی ناراحتم کرد...

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

گاهی احساس می کنم چه قدر ضعیفم یا شاید احساس می کنم که چه قدر دنیا برای ساز مخالف زدن با من قویه .یعنی اگه هر کاری بکنم که باور کنم باید روز تولدم بهترین روز زندگیم باشه سرنوشت بهم می گه اخه بزغاله تو کی باشی که بخای برای کاعنات تعیین تکلیف کنی ؟؟تو که اگه همین الانم نفست قطع شه و بمیری هیچ اتفاقی نمی افته فردا خورشید دوباره در میاد .مردم از خواب بیدارمیشن .ساختمان ها ساخته می شن ..جراحی ها انجام می شن ..درخت ها گل میدن ..آخه نبود تو به کجای دنیا بر

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجایی
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم دیدی ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجایی ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجایی
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم دیدی ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجایی ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

یە مشت چرت و پرت، خودمو خالی میکنم، شدم مرهم خودم  

ریسمان بی وفاییت ادامە خواهد داشت
اما من این ریسمان رو برای همیشە بریدم
تنهام اما دیگە نمیشکنم
میخوام راحت تو قبرم بخابم
اما انگار تو نە !
برات دعا میکنم ریسمانت ببرە شاید رها شدی
میدونی بزرگترین ترس چیە؟
ترس از ترسیدنە، دارم روش کار میکنم
شاید یە روزی ترس از من بترسە نە من از اون ! شاید ...
باورت نمیشە با یە مشت کارهای سادە، شاید احمقانە کە ببینی خندت میگیرە
ولی خودت خوب میدونی چاقوو آروم آروم تیز میشە،
قطرە دونە دونە سنگو سوراخ میکنە
آدم شدن

ادامه مطلب  

293  

لعنت به هر چی رفتنه ... لعنت به هر چی نبودنه.... لعنت به هر چی دل تنگیه... لعنت به دل من لعنت به این دل لعنت... تو را به خدا کمی ارم بگیر کمی آرام تر ای دل دیوانه، کمی بگذار نفس بکشم... چه بغض ها دارد این دلهاچه اشکی میگیرد از چشمانم این شبه ها... به بهونه نبودن تو ساعت ها کنار حرم اشک میریزد دلم بغض میکند گلویم را بغض لعنتی چه بد فشار میدهد آهی شب های پر درد من چیزی نپرس از من... یه اهنگ کوفتی که تموم تنهایی هایت را به رخت میکشد یه اشک که سنگینی یک تنهایی را

ادامه مطلب  

313  

امروز تاالان،روز جالبی بود:) وقتی بیدارشدم با اسپیکر اهنگ
نامزدمو بدین برم،وگذاشتم باولوم زیاااد بازهرا اومدیم وسط
حسابی مسخره بازی دراوردیم،ادا رقصیدن مردا رو درمیاوردیم

ادامه مطلب  

چوب دوسر طلا!!!!  

دوباره و بهتره بگم چندباره گیر کردم بین اختلاف نظر مامان و بابا!
بابا زنگ می زنه و میگه، مامانت با این موضوع مخالفه، تو باید موافقتش رو بگیری و باهاش صحبت کنی که اینی که من میگم درسته!!
با شوخی و خنده و راه حل و چه میدونم، هر چی عقل ناقصم قد میده بهش میگم، شما عجله نکن، بذار مامان خودش به این نتیجه ای که شما میخوای برسه!منم که بهش می گم ناراحت میشه و منم دوست ندارم از دستم دلخور بشه و فلان چیز رو که بهش گفتم خوشش نیامد و از این خزعبلات!!
بعد  میگه ب

ادامه مطلب  

 

این هفته هم تموم شد..
یه هفته دیگه هم گذشت مثه تموم هفته ها پر درد
بده که مرحم دردت بشه چن تا اهنگ
از اون بدتر اینه که اون اهنگا بعد از یه مدت دیگه مرحمت نباشن.
خیلی بده که هرچی جلوتر میری به جا امید ناامیدی بیاد
چرا دروغ بگم..؟
شادی رو فراموش کردم دیگه شادی برام یه کلمه نامفهومه..
ایا شادی همون لبخند زوریه که هرروز میزنم..
آیا شادی همین بغضیه که با سکوت قورتش میدم..؟
به نظرم همینه باید ازش لذت ببرم...
 
 

ادامه مطلب  

آدمای دنیا که درست بشن…  

 
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه   …

ادامه مطلب  

آدمای دنیا که درست بشن…  

 
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه   …

ادامه مطلب  

پرواز  

شنبه 11/9 بدترین روز بدترین شنبه بدترین 11/9 زندگیم بود و هست روزی که رفت روزی بابای مهربونم بابای عزیزم بابای آرومم به آرامش رسید چقدر تو این چند ماه که مریض شده بود سختی کشید ولی هیچ وقت شکایت نکرد همش میگفت شکر خوبم بابا.روحیه می دادیم پابه پای ما درمان رو قبول میکرد داروهای سنگین رو مصرف میکرد دوس داشت امید داشت میخاست زندگی کنه عاشق ما بود.
خدایا هیچ کدوممون باورمون نشده که دیگه نیست دلم برا صداش برا گرفتن دستاش برا نوازشش برا همه چیزش تنگ ش

ادامه مطلب  

پرواز  

شنبه 11/9 بدترین روز بدترین شنبه بدترین 11/9 زندگیم بود و هست روزی که رفت روزی بابای مهربونم بابای عزیزم بابای آرومم به آرامش رسید چقدر تو این چند ماه که مریض شده بود سختی کشید ولی هیچ وقت شکایت نکرد همش میگفت شکر خوبم بابا.روحیه می دادیم پابه پای ما درمان رو قبول میکرد داروهای سنگین رو مصرف میکرد دوس داشت امید داشت میخاست زندگی کنه عاشق ما بود.
خدایا هیچ کدوممون باورمون نشده که دیگه نیست دلم برا صداش برا گرفتن دستاش برا نوازشش برا همه چیزش تنگ ش

ادامه مطلب  

پدر  

داشتم برای اخرین بار به ماه نگاه میکردم قبل از اینکه قصه این شب سیاه را در این کوچه تمام کنم، به شبی فکر میکردم مثل امشب که تو برای اخرین بار تماشایش کرده بودی و برای اخرین بار قدمهایت را روی سنگفرش همین کوچه گذرانده بودی، سردت بود دستهایت را کنار استینت پنهان کرده بودی و مثل همیشه بعداز کلی پیاده روی به در خانه رسیده بودی کلید انداخته بودی رسیده بودی به خانه گفته بودی: سرد است هوا چه سرد است، یخ زدیم، و من گفته بودم مادر گفته بود: خب چرا کا

ادامه مطلب  

یکی یکی بریم خونه هامون...  

بابا لنگ دراز جونم سلامممم...
یه روز خیلی خسته کننده ای رو پشت سر گذاشتم...
نمیدونستم که غریبه هر چی باشه،یه غریبس...
خیلی خوبه مگه نه؟

ادامه مطلب  

یکی یکی بریم خونه هامون...  

بابا لنگ دراز جونم سلامممم...
یه روز خیلی خسته کننده ای رو پشت سر گذاشتم...
نمیدونستم که غریبه هر چی باشه،یه غریبس...
خیلی خوبه مگه نه؟

ادامه مطلب  

 

امشب یه اهنگ به وبلاگم اضافه کردم..
اسم اهنگش هست نامه ناتمام..
پیانوی اولشو دوس دارم و غم ویالون بعدش..
بهار حالش خوب نیست این روزا..
منم حالم خوب نیست وقتی که خوب نباشه..
جفتمون داریم نفسای اخرمون میکشیم..
و جفتمون حرفای ناگفته زیادی بینمونه که فقط با نگاه کردن ازش رد میشیم..
خواستم بگم شاید اخرین روزای عمرم باشه یا شایدم فاصله باشه تا روزای اخر عمرم..
اما میخوام بدونی که اگه دست سرنوشت یه روز اوردتت اینجا اگه قیامت روزی دیدی اینجارو
بدون که تا

ادامه مطلب  

 

دامن ِ گل گلی شو پوشیده بود ُ پیرهن ِ زرشکی ِ آستین دار ... یکم ریمل زده بود و خط لب ِ صورتی . روسری شو طوری بسته بود ک ِ موهای ِ سیاهش ، فرق ِ کج بیرون باشه و موهای ِ سفیدش زیر ِ روسری . از حموم اومده بود و گونه هاش صورتی شده بود و همخونی ِ خیلی قشنگی با پوست ِ سفید و چشمای ِ سبزش _ کِ البته دنیای ِ من اَن _ داشت :) داشتم نیگاش میکردم . تو " ماه ِ جهان تاب " ِ منی آخه مامان :) 3> وَلی بر عکس ِ صورتش ، حال ِ دلش خوب نبود .معلوم بود . چشاش غمگین بود .
بابا اومد . زود

ادامه مطلب  

پست سیزده هم  

همه چی یه دفعه ای نشد
یه دفعه ای نشد که باهم اشنا شدیم
یه دفعه ای نشد که باهم باشیم 
ولی تا چشم باز کردم دیدم بیشتر از خودم دوست دارم...
حالا دیگه به جایی رسیدم که دوریت برام سخته
الان داشت مستند ملازمان حرم رو نشون میداد همونایی که شوهراشون میرن برا دفاع از حرم و شهید میشن،اخر برنامه شروع کرد به اهنگ رضا...
"دارم از دوریت می میرم ؛. تا کنار من نسوزی. از دلم نمی ری عمرم. نفسامی که هنوزی. تو رو محض خیره هامون. که نفس نفس خدا شد........"
اگه بهم بگن یه ارزو

ادامه مطلب  

پیر ما  

وسوسه­ ی نوشتن اون هم بعد از چند وقت دوری،اوایل هفته ای که گذشت با خوندن داستان "در دام مانده مرغی" و خلوت کردن با سکوت جاری بین اکبر،بلقیس و برادر کوچکتر سراغم رو گوفته بود و دیشب بعد از تمام شدن یک دورهمی خانوادگی،وقت بیرون اومدن از خونه ی عزیز همراه مادر و پروانه فکر می کردم که باید از کشش بی انتها و ناتمامی بنویسم که تمام این سالها بین ما رشد کرد و بیشتر و بیشتر شد و هر روز جون گرفت.آدمهای برزگ و کوچکی که خونه­ی عزیز برای اونها پناهگاهی شده

ادامه مطلب  

پیر ما  

وسوسه­ ی نوشتن اون هم بعد از چند وقت دوری،اوایل هفته ای که گذشت با خوندن داستان "در دام مانده مرغی" و خلوت کردن با سکوت جاری بین اکبر،بلقیس و برادر کوچکتر سراغم رو گوفته بود و دیشب بعد از تمام شدن یک دورهمی خانوادگی،وقت بیرون اومدن از خونه ی عزیز همراه مادر و پروانه فکر می کردم که باید از کشش بی انتها و ناتمامی بنویسم که تمام این سالها بین ما رشد کرد و بیشتر و بیشتر شد و هر روز جون گرفت.آدمهای برزگ و کوچکی که خونه­ی عزیز برای اونها پناهگاهی شده

ادامه مطلب  

سوالای بامزه  

یه قطعه موسیقی رو گذاشته رو پخش.اونم با صدای یواش.ازش می پرسم:چرا اینقد بی سر و صدا؟
بی ربط میگه:از جناب رئیس چه خبر؟بچه ها خوبن؟کلاس داستان نویسی چه طور پیش میره؟خانم کارمند چه طوره؟
از مطالباتت چه خبر؟نمایشنامه ات چی شد؟چقدر خواندی و...؟؟؟؟
بابا چه خبره؟مسلسله مگه؟آروم تر بپرسید....یکی یکی...

ادامه مطلب  

افکار  

اتاق رو خالی کردم تا خلوت بشه و بتونم یکم فکر کنم، سر و صدای بیرون دیوونم میکنه، سر و صدای بیرون که جای خود داره، کوچیکترین صدایی از هر چیزی مثل اینه که با پتک بکوبی روی سرم. تازگیا که صدای خودمم که همیشه باعث التیام خاطرم بود و برام مثل صدای مسیح توی داستان دن کامیلو موجب راهنماییم بود، شده خوره و اوفتاده به جونم، دوست دارم همش هدست توی گوشم باشه ولی خب صدای هدست هم بالاخره اعصاب خوردی خودش رو داره، کلا دارم از موضوع فکر کردن و خالی کردن اتاق

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علي هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علي هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

578  

شنبه پیش بود...بهش اس دادم که دلم پیتزا میخواد.گفت اخر هفته میبرمت بخوری داشتم از دانشگاه میومدم تو زیر گذر ولیعصر تند تند راه میرفتم هدفون توگوشم بود و اهنگ گوش میدادم گفتم اگر من مرد بودم زنم بهم میگفت دلم پیتزا میخواد الان که دارم میرم دنبالش میخریدم میبردم البته که زاگ این کار نمیکنه اما اگر بکنه مرد من اینکار من خیلی خوشحال میشم رفتم مترو کلاهدوز در باز کردم رو صندلیم ی پیتزا بود.چه کیفی داد اون لحظه مرسی عشقم مرسی بابت همه چی
عاشقتم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1