تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


ای اهل عزا ماه محرم شده نزدیک...  

این حسین کیست که درقلب همه جا دارداین  همه عاشق دیوانه  و شیدا دارد
این حسین کیست که نام کرمش در دو سرااین چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارد
این حسین کیست که از کشتن او چشم خدااشک خون از حرم عالم بالا دارد
این حسین کیست که در قتلگه کربُبَلارقص او در بر شمشیر تماشا دارد
این حسین کیست همان زینت دامان نبیازلب پاک نبی بوسهٔ زیبا دارد
این حسین کیست که در سلسلهٔ عرش خدااین همه از غم این داغ مُعَزّا دارد
@besalamtii

ادامه مطلب  

شهادت امام حسین (ع)  

این حسین کیست که درقلب همه جا دارد
این  همه عاشق دیوانه  و شیدا دارداین حسین کیست که نام کرمش در دو سرا
این چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارداین حسین کیست که از کشتن او چشم خدا
اشک خون از حرم عالم بالا دارداین حسین کیست که در قتلگه کربُبَلا
رقص او در بر شمشیر تماشا دارداین حسین کیست همان زینت دامان نبی
ازلب پاک نبی بوسهٔ زیبا دارداین حسین کیست که در سلسلهٔ عرش خدا
این همه  از  غم این داغ  مُعَزّا  دارد

ادامه مطلب  

تو با من چه کردی؟؟  

 تو با قلب ویرانه ی من چه کردي؟؟
ببین عشق دیوانه ی من چه کردي!
در ابریشم عادت اسوده بودم..
تو با حال پروانه ی من چه کردي؟؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم 
خمار است میخانه ی من چه کردي؟؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟؟
تو با حسرت شانه ی من چه کردي؟؟
مرا خسته کردي و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردي؟؟ 
جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ی من چه کردي؟؟
 
 

ادامه مطلب  

عشق حسين به مناسبت ميلاد حضرت عباس(س)  

یا علی(ع) از عرش که را خوانده‌ایچشم به راه چه کسی مانده‌ایکیست که مولا شده بی‌خواب اوخیل ملائک همه بی‌تاب اوموعد میلاد چه کس امشب استکز قدمش گشته حسین تو مستیا علی(ع) امشب شب دیدار کیستکیست که عشق است و حسین(ع) تو نیستکیست که عالم همه حیران اوستعشق حسین(ع) تو تن و جان اوست

ادامه مطلب  

افشین یداللهی- سفارشی من به پهلوونم  

تو با قلب ویرانه من چه کردي؟
ببین عشق دیوانه من چه کردي
در ابریشم عادت اسوده بودم...
تو با بال پروانه من چه کردي؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم...
خمار است میخانه من...چه کردي؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه من چه کردي؟
مرا خسته کردي و خود خسته رفتی...
سفر کرده!باخانه من چه کردي؟
جهان من از گریه ات خیس باران...
تو با سقف کاشانه من چه کردي؟

ادامه مطلب  

با من چه کردی؟؟؟  

تو با قلب ویرانه من چه کردي؟ببین عشق دیوانه من چه کرديدر ابریشم عادت آسوده بودم...تو با حال پروانه من چه کردي؟ننوشیده از جام چشم تو مستم...خمار است میخانه من...چه کردي؟مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت شانه من چه کردي؟مرا خسته کردي و خود خسته رفتی...سفر کرده!باخانه من چه کردي؟جهان من از گریه ات خیس باران...تو با سقف کاشانه من چه کردي؟

ادامه مطلب  

326  

سه شب پیش که به خوابم اومدی...
درست مثل یه نشونه بود.
شبیه معجزه بود.
باعث شد به خودم بیام!
دیوونگی هام کنار بزارم.
دیگه بهم ریخته و کلافه و سر در گم نباشم.
بفهمم چی ازم میخوای!
بفهمم چی در انتظارمون هست!
قلبم گرم کردي!
عشق و احساسم گرم کردي!
تنم گرم کردي!
دستم 
دستم گرم کردي!

ادامه مطلب  

 

ی سری کارا بنظرم مخل آرامشه
چک کردن پروفایل آدمایی ک حس خوبی بهشون نداری یا اصن ارتباطی نداری
دنبال کردن دیگران چ تو دنیای مجازی چ دنیای واقعی
اینکه تو تاکسی حرف بزنی تا لحظه ی آخر و فک کنی خیلی کار خوبی کردي
اینکه پول نداری بری ارشد بخونی یا پولم داری ولی واسه پز دادن دو سال خودتو علاف کنی!
اینکه فک کنی همه میخان خوشیتو نبینن،همه بد شدن
اینکه حس،کنی نمیتونی دیگه
اینکه درگیر گذشتت باشی و بگی الان دیگه چ فایده
اینکه فکر کنی بقیه ازت بالاترن
ای

ادامه مطلب  

 

یه خونه که با شهر کاری نداشت
 یه کوچه که آرومو بن بست بود
 یه گلدون سفالی پر از عطر یاس
 هوایی که از بوی گل مست بود
 تو رد میشدی خونه گر میگرفت
 صدای قدمهاتو تا میشنید
 دله پنجره باز میشد تو باد
غم از پشته شیشه سرک میکشید
غلط کردي عاشق شدی لعنتی
 غلط کردي پرده رو پس زدی
 یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردي به رویاهام دست زدی
 غلط کردي عاشق شدی لعنتی
 غلط کردي پرده رو پس زدی
 یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردي به رویاهام دست زدی
منو پنجره حالمون خوب

ادامه مطلب  

کل من کافری کردی بسوزی  

گُل من کافری کردي بسوزی

 

به حالم عاشقی کردي بسوزی


تو کافر هستی و مذهب نداری

 

به حقم کافری کردي بسوزی


تو که خون کرده ای دلهای عاشق

 

رُخت را گلناری کردي بسوزی


نچیدم یک گلی من از لبانت

 

لبت سرخ و گلی کردي بسوزی ج


هزاران بوسه دادی بهر دشمن

 

با بوسه عشق بازی کردي بسوزی


گل حنا زدی بر روی زلفات

 

با زلفت طنازی کردي بسوزی


برای بردن دلهای عاشق

 

همه جا دلبری کردي بسوزی


نشستی در بر رقیب صالح

 

لبت را عنابی کردي بسوزی
 
شاعر صالح سید یو

ادامه مطلب  

عیسی ویرانی اورشلیم را پیشگویی می‌کند      

 
۳۷ «ای اورشلیم، ای اورشلیم، ای شهری که پیامبران را کشتی و رسولان خدا را سنگسار کردي! چند بار خواستم فرزندان تو را جمع کنم همانطور که مرغ جوجه‌های خود را زیر بال خود می‌گیرد، اما تو نخواستی.   ۳۸ و حال، خانه شما برای شما ویران می‌ماند.   ۳۹ این را نیز به شما بگویم که دیگر مرا نخواهید دید تا وقتی که آماده باشید کسی را که خدا برای شما می‌فرستد بپذیرید.»

ادامه مطلب  

منتخب اما ناآشنا کیست؟  

نماینده ای که نا مرئی و ناپیداست کیست؟ چرا منطقه ی ما در تصمیمات جمعی اینقدر ضعیف عمل میکند؟ اینهمه ترس از انتقاد از کجا ناشی می شود؟ ایا تخریب گذشتگانی که خوب بودند  انصاف است؟ چرا دلسوزان را ناجوانمردانه خانه نشین می کنیم؟
 

ادامه مطلب  

مفلس کیست؟  

ابو هریره {رض} روایت میکند: " رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "
آیا میدانید مفلس کیست؟ " صحابه پاسخ دادند:درمیان ما مفلس کسی است که نه پول داشته باشد و نه مال، سپس آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند:
" مفلس حقیقی امت من آن فرد خواهد بود که در روز قیامت با نماز روزه و صدقات خواهد آمد، اما او خود را در آنروز مفلس خواهد یافت چون تمام حسنات خود را مصرف کرده است. به سبب ناسزا گفتن به دیگران، علیه مردم و تهمت وبدنامی وارد کردن، به ناحق مال مردم را خو

ادامه مطلب  

.... تو باقلب دیوانه من چه کردی ....  

تو با قلب ویرانه من چه کردي ؟               ببین عشق دیوانه من چه کردي در ابریشم عادت اسوده بودم ...              تو با حال پروانه من چه کردي ؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم ...                 خمار است میخانه من ... چه کردي ؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم ؟                       تو با حسرت شانه من چه کردي ؟ مرا خسته کردي و خود خسته رفتی ...       سفر کرده ! باخانه من چه کردي ؟ جهان من از گریه ات خیس باران ...              تو با سقف کاشانه من چه کردي ؟

ادامه مطلب  

ویرانی قلبم  

هر کس که به ويراني قلبم نظری داشتپنداشت که طوفان ز دل من گذری داشت
در آیینه ویرانه ی خود دیدم گفتمطوفان زده شهریست،که خوش بوم و بری داشت
این شاعر بر چوبه ی اعدام تو،روزیما بین سران سخن عشق سری داشت
قسمت نشد از کلبه ی احزان به در آیمایکاش که این کلبه ی غم دیده دری داشت
هر جا که دری بود زدم تا به در آییاین عشق چه چیزی بجز این دربدری داشت؟
این ابر سیاهی که به دنیای من افتادیک روزنه تنها به دعای سحری داشتhttps://telegram.me/mektublarim

ادامه مطلب  

سه بر خوانی  

ارش کیست؟
ـ او ارش کمانش را به ابر ها یله داد :_ مادرم زمین این تیر ارش است.که ارش مردی رمه دار بود و مهر به او دلی اتشین داده بود. و او تا بود کمان نداشت و تیری رها نکرد.نه موری ازرد نه دامی اراست.او از انان بود که نانشان در گرو باد است.
ارش کیست؟که این پگاهان بی نام بود و اینک چشم گیهان به سوی اوست! جنگاوری که سخت ترین جنگ افزارش چوبدست چوپانان بود!
ارش کیست؟مرزنشینی نادان راه نشینی از ان سان که رمه شان به تاراج می رود و او باز خوش دلانه مهر می کند

ادامه مطلب  

***من قديمي بودم***  

من قدیمی بودم
پلی
با سی و سه چشمِ گریان
وقتی از من می‌گذشتی
قصری آتش گرفته
که ويراني‌اش را تماشا کردي و رفتی
مقبره‌ی پادشاهان
که هُرم سینه‌ی برده‌ها هنوز
درونش زبانه می‌کشد
دیواری
چین‌خورده دور خودم
کناره جاده‌ی مفروش پروانه‌های مرده
افسوس 
حتی نسیم بال پروانه‌ای می‌توانست به حالم بیاورد
من قدیمی بودم
تو فردا
از من که می‌گذری
از حالم چه می‌دانی ؟ 
 

ادامه مطلب  

 

همونقدر که خوب بودی...برام باور کردنی نبودی...مگه میشه یکی اینقدر مچ باشه؟ این همه همونی باشی که من می خوام و بعد تا حالا نبوده باشی؟
گاد هز ا پلن...
فکر میکردم واسه من کنار گذاشته شدی...
اما زدی همه کاسه کوزه ها رو خراب کردي..
دوستت داشتم واقعا...رفتنت ...با اون مدل رفتنت دلم رو شکوندی..ناامیدم کردي...دلم رو تکه تکه کردي!
 

ادامه مطلب  

 

تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...
خوب بلد بودی شبیه آدم هایی بشوی که دوست داشتن را بلدند...
آنقدر تظاهر کردي به عاشقی که....من که هیچ، خودت هم این نقش بازی کردن ها را باور کردي... باور کردي و فکر کردي که این دفعه واقعا عاشق شدی!!!!
تو جدی جدی نقش بازی میکردي و من جدی جدی عاشقت می شدم ...
وقتِ اثبات عشق که رسید، جا زدی... تو جا زدی و من جا خوردم...
از من گذشتی و گذشته دست از سر من برنداشت...
بالاخره شاید یک روزی هم از راه برسد که تو ج

ادامه مطلب  

آن سایه ای ک در دل شب راه میرود(قیصر امین پور)  

این جزر و مد چیست که تا ماه می رود؟
دریای درد کیست کــه در چـــاه می رود؟
 
این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم
 
بیـــم خسوف  و  تیـرگـــی مـــاه می رود
 
گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
 
یک لحظه مکث کرده ، به اکــراه می رود
 
آبستن عزای عظیمی است کاین چنین
 
آسیـمه سر نسیـــم سحــرگاه می رود
 
امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
 
یا آفتـــاب روی زمیـــن راه مـی رود؟
 
در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟
 
گویـــا دلــی بـــه مقصد دلــخواه می رود
 
دا

ادامه مطلب  

کلیم آتش داغت افسرده گشته  

کلیم آتش داغت افسرده گشتهمنه دل بر این چشم بی روشنائیخموش باش دلا عرض مدّعا کرديزبان به بند سر گریه را چو وا کرديز شوخی ازبیک جا قرار نیست ترابرون نمیروی از خاطری که جا کرديبگلشن از قدمت داغ لاله مرهم یافتبخنده هم گره از کار غنچه وا کرديبزیر خاک تب هجر رشک بجاستکدام درد مرا ای اجل دوا کرديبه ناله ام دل صد مرغ می کشد آنجامرا برای چه از دام خود رها کرديخوشم که دفتر دل نم کشیده بود ز خونبه تیر هر دو رقم را ز هم جدا کرديزمانه شاعرم ار کرد رو نمی پی

ادامه مطلب  

قهر با خدا  

اینکه بداند خدا کیست و از او چه کمکی می‌تواند در زندگی بگیرد. (آنانی که خداوند را نمی‌شناسند و از او کمک نمی‌گیرند، بیشترین مشکلات را دارند).
 یعنی شناخت توانایی‌های خودش و تقویت این شناسایی‌ها به گونه‌ای که مقدار اظهار عجز و ناتوانی و به عبارت دیگر مقدار درگیری‌های با خودش به حداقل برسد، که برای شناخت و کسب این توانایی‌ها باید قوانین عزت نفس وخودباوری  را بداند و به آنها عمل کند.

ادامه مطلب  

( اشک خدا) صدف سینه من عمری( فریدون مشیری)  

اشک خدا
 
صدف سینه من عمریگهر عشق تو پروردست
کس نداند که درین خانهطفل با دایه چه ها کردست
همه ويراني و ويراني همه خاموشی و خاموشی
سایه افکنده به روزنهاپیچک خشک فراموشی
روزگاری است درین درگاهبوی مهر تو نه پیچیدست
روزگاری است که آن فرزندحال این دایه نپرسیدست
من و آن تلخی و شیرینیمن و آن سایه و روشنها
من و این دیده اشک آلودکه بود خیره به روزنها
یاد باد آن شب بارانیکه تو در خانه ما بودی
شبم از روی تو روشن بود که تو یک سینه صفا بودی
رعد غرید و تو ل

ادامه مطلب  

بخشیدن هنر میخواهد..  

یک روز دو دوست با هم و با پای پیاده  از جاده ای در بیابان عبور می کردند.بعد از چند ساعت سر موضوعی با هم اختلاف پیدا کرده و به مشاجره پرداختند.وقتی که مشاجره آنها بالا گرفت ناگهان یکی از دو دوست به صورت دوست دیگرش سیلی محکمی زد .بعد از این ماجرا آن دوستی که سیلی خورده بود بر روی شنهای بیابان نوشت :
 
امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.
سپس به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.چون خیلی خسته بودندتصمیم گرفتند که همانجا مدتی در کنار برکه به است

ادامه مطلب  

روش های جذب مشتری برای مغازه  

آیا میدانید یکی از مهم ترین و اصلی ترین سوالات در بازارسنجی و برنامه ریزی فروش محصولات یا خدمات شما این است که بدانید ( مشتری من کیست؟) شما زمانی که تصمیم میگیرید وارد دنیای تجارت شوید قطعا تلاش میکنید تا محصولات و خدمات شما  بیشتر و بیشتر بفروش برسد و سود بیشتری کسب کنید. اگر در ابتدای شروع کسب و کار نتوانید به این سوال پاسخ دهید که مشتری من کیست؟ اولین دلیل شکست شما است .
شما تلاش میکنید در بازار رقابت مشتری جذب کنید وقتی ندانید مخاطب محصول

ادامه مطلب  

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی...  

تو با قلب ویرانه ی من چه کرديببین عشق دیوانه ی من چه کردي
در ابریشم عادت آسوده بودمتو با بالِ پروانه ی من چه کردي
ننوشیده از جام چشم تو مستمخمار است میخانه ی من، چه کردي؟
مگر لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرتِ شانه ی من چه کردي؟
مرا خسته کردي و خود خسته رفتیسفر کرده با خانه ی من چه کردي؟
جهان من از گریه است خیسِ بارانتو با سَقف کاشانه ی من چه کردي؟
شهرزار

ادامه مطلب  

 

طالقــانےها, [۰۸.۱۰.۱۶ ۲۰:۳۰]
این حسین کیست که هر ساله ز عشقش غوغاستتکیــــــه و  مجلس  و منبر  به  حضورش   برپــاستاین حسین کیست کــــه آتش بزنــد بر دل و جــــــانشور عشقی  کــــه زنــد شعـله به هر پیــر و جـوان مــــــاه و نـــــاهـید و فـــلـک در عجب از ایثـــــارشآدم و جن و مــلک مـــــانده  همه در کـــــــــــارشصـــــــالحــــا راه حسین است  عدالت خواهــــیکفر و ظلم است به درگــاه حسین گمراهــــــــیشاعر: #فرهنگ باریکانی (صالح)م

ادامه مطلب  

مردم شیطان پرست  

کیست که راحت کند نسل بشر را زخویش
 
کرده چه کس با بشر زانچه بخود کرده بیش
 
کیست که عصیان کند برهمه افکار پست
 
کیست که درمان کند مردم شیطان پرست
 
کیست کزین مردمان پرده زداید  زچشم
 
کیست  که بر  رسم  دهر حمله  نماید به خشم
 
کرده  دخالت  بشر  در همه اوضاع دهر
 
تلخی انگشت او  رابطه  را کرده   زهر
 
هرچه  تقلا  کند  تا  که  بسازد  مسیر
 
پیله  بخود  میتند   بیش  بگردد  اسیر
 
انچه  بنا کرده است قاعده از بن خطاست
 
خانه چو ویران شود انکه بسازد کج

ادامه مطلب  

 

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یارکدوم ماه جلوه ی روی تو دارههمون ماهی که از قبله زند فریادنشون از داغ ابروی تو دارهمجنون نبودم مجنونم کردياز شهر خودم بیرونم کردي یار
******
الا دختر که موهای تو بوره یاربه حموم می روی راه تو دورهبه حموم می روی زودی بیایی یارکه آتیش بر دلم مثل تنورهمجنون نبودم مجنونم کردياز شهر خودم بیرون کردي یار
******
ستاره در هوا نقش زمینه یارخودم انگشتر و یارم نگینهخداوندا نگهدار نگین باشهکه یار اول و آخر همینهمجنون نبودم مجنونم

ادامه مطلب  

 

امروز حالم خیلی بده رویا دوبار منو بلاک کردي دلیلشو نمیفهمم   مگه من بهت بی احترامی کرده بودم من با تو چکار داشتم ک بلاکم کردي من فقط رسم عاشقی رو پیش گرفتم همین  خیلی ازیتم کردي امروز امیدوارم هیچ وقت ب حال من گرفتار نشی  ...
دیگه دوس ندارم بهت پیام بدم  حس میکنم مزاحمم دوس ندارم مزاحمت واسه کسی درست کنم میخوام از این به بعد اگه  حرفی باهات داشتم تو وبلاک بنویسم  عشق کردي به حرفای این عاشقم گوش کن عشق نکردي من زندگیمو میکنم بدونه تو ولی همچنا

ادامه مطلب  

 

چه کردي با خودت چاوش خون خاک بی زائر
چه کردي با خودت بغض خیابونای بی عابر
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
چه کردي با خودت آوازه خون شهر بی شاعر
چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه
خراسون از چه میناله فقط چنگیز میدونه
عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن
گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن
وجودم آش و لاشه انفجارای دمادم شد
پس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردن
نگاه کن من هم

ادامه مطلب  

 

غم عشقت بیابان پرورم کرد .
فراقت مرغ بی بال وپرم کرد.
خوشا آنانکه سودای ته دیرند.
که سرپیوسته درپای تو دیرند.
دلم بی وصل تو شادی مبیناد.
زدردومحنت آزادی مبیناد.
نمیدانم دلم دیوانه کیست.
کجا آواره ودرخانه کیست.
بسرشوق سرکوی ته دیرم.
بدل مهرمه روی ته دیر.
غم عشقت زگنج رایگان به.
وصال تو زعمرجاودان به.
خوشا روزی که دیدارته وینم.
گل وسنبل زرخسا

ادامه مطلب  

و اینگونه بود آغاز انقراضِِ...  

یک: عذاب وجدانم میگیرد، حالا که قرار نیست دیگر مال من باشی برایت بنویسم. حالا که نمیخواهیم دیگر ...
دو: معشوقِ سبزه و تا حدودی عصبیِ من، تو توی دنیای دلتنگی های من ناخواسته قیامت کردي و دوباره جهنم شد همه چیز... البته باهاش کنار می آیم خیالت راحت چشمهای مینایی، دارم بزرگ می شوم
سه: بارها دستهایت را گرفتم، چرا مثل من یخ نبودند؟ چرا اینقدر تو داغی بشر؟
چهار: که را میخواهی لعنتی؟ که را؟ آن خوش شانسِ پست فطرت کیست؟
پنج: جنازه ها یخـ اند و زنده ها داغـ

ادامه مطلب  

بمناسبت هجرت غمگینانه بابای عزیزتر از روحو جانم 27/خرداد/95 عصر پنجشنبه  

 
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل,     
تیشه‌ای بود که شد باعث ويراني من
 
غم مرگ پدر کوچک غمی نیست.
جگر می سوزدو درد کمی نیست.
پدر زیبا گل باغ وجود است.
که بی او زندگی جز ماتمی نیست.
 
 
دلم پرازغم و درد است ای  وای
هوای خانمان سرد است ای وای
پدر رفت و، از او ،جز قاب عکسی
نمانده ،در کنارم نیست ای وای
 
 
بابا غم مرگ تو زد آتش جگرم را
بشکست پدر بار فراقت کمرم را
تنها نه قدم از غم مرگ تو شکسته
داغ تو شکسته کمر و بال و پرم را
غمهای دلم قاتل جانم بود آ

ادامه مطلب  

مرید  

تا صبح می نویسم، از ماجرای هرشب از قصه ی شبانه، یا خاطرات آن لب
آن لب که گفته ای دوست،تقدیرِماهمین است بی خوابی پُراز عشق، پیشانی پُراز تب
دردی که عشق دارد،ازکینه نیست عشق است مانند سردی برف،مانند نیشِ عقرب
با های های گریه،یا خنده های پُر ناز دیوانه ام تو کردي، از صبح تا به امشب
کعبه دل تو باشد،قبله به سوی مویت پیدا کن این مریدت، در کارزار مذهب
گفتم که می نویسم، اما نمی نویسم! ثبت است بردل من،مطلب به روی مطلب
#پروانه درس عشقش،درعاشقی گرفته

ادامه مطلب  

 

وقتی قلبی را عاشق کردي وقتی وجودی را وابسته کردي وقتی نفس های یک نفر را به نام خودت زدیوقتی جان کسی را به نفس های خودت گره زدی وقتی احساسی را در کسی روشن کردي وقتی قلب کسی را صاحب شدی فقط...امانت دار خوبی باش تنهایش نگذار ترکش نکن به او خیانت نکن اگر بروی...اگر ترکش کنی چه با خداحافظی چه بی خداحافظی او میمیرد نه اینکه نفس هایش قطع و تنش سرد شود نه!احساسش میمیرد و هر عاشقی میداند مرگ احساس دردناک ترین مرگ دنیاست..

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1